جاعل علمی
دوست الهه ی ماست. پنج تا از این دانشگاه های خیلی معتبر کشور برای مصاحبه ی دکتری دعوتش کرده اند. وقتی روزمه ی علمی اش را رو می کند اساتید و مصاحبه گرها با بهت و حیرت به سوابق علمی و سنش خیره می شوند. سن خانم مهندس با این همه سابقه ی درخشان تدریس و تحقیق و آموزش و این تعداد مقاله ی ثبت شده اصلا نمی خواند! وقتی یکی از مقالات منتشر شده اش را موضوع سوال قرار می دهند خانم مهندسِ امروز و خانم دکتر آینده می ماند و بالاخره با هر بدبختی شده جواب دست و پاشکسته ای همراه با عذر و تقصیر که این بخش را من کار نکرده ام و همکار علمی ام که همان برادر بزرگترم است کار کرده و... جور می کند.
برادرش آقای دکتر است، صاحبِ نامی که در همه ی مقالات کنار نامش نشسته است، هیئت علمی یکی از دانشگاه های کشور! همه ی این مدارک را او برایش جور کرده، مدرک جعلیn ساعت تدریس در فلان دانشگاه کشور، مدرک جعلی n ساعت تحقیق در فلان موسسه تحقیقاتی و ثبتِ نام خانم مهندس در کنار نام خودش بالای تمام مقالاتی که خودش نوشته! نه ببخشید جعل کرده.
خانم مهندس با قهقهه می گوید برادرم از بچگی عاشق جعل سند بوده و همیشه هم همین را می گفته و می گوید. حالا جاعل سند نشده ولی کارش شده جعل مقاله! از این متن و آن متن می کشد و کنار هم ردیف می کند و بدون اینکه بداند آن تو چه خبر است یا حوصله کند کمی روی مطالبی که ردیف کرده تامل کند، ظرف کمتر از چند ساعت خودش را صاحب یک مقاله ی علمی جا می زند و بقیه هم منتشر می کنند. بعضی وقت ها هم نام این و آن را در ازای مبلغی پول توی مقالاتش می آورد.
منبع درآمدی است برای خودش این جعل علم، به نظرم گوی سبقت را از جعل سند هم ربوده. فکری ام اگر قرار باشد قیافه ی یکی از این جاعلین علمی را توی فیلم ها بیاورند چه شکلی تصویرشان می کنند. توی فیلم های قاچاقچی ای که قبل ترها پخش می کردند جاعلین سند را با قیافه هایی خاص توی یک زیرزمین که دیوارهایش آجری بود و تاریک بود و سرد و نمور به نظر می رسید تصویر می کردند، حالا به گمانم باید به دانشگاه ها و اتاق های دانشجوها و اساتید بروند برای تصویر کردنشان!
خلاصه که علم برای این خواهر و برادر تفریحی بیش نیست، می نشینند و برای همه ی دوستان و آشنایان، از این همه زرنگ بازی علمی شان حرف می زنند و حال می کنند با خودشان و هوششان! البته به گمانم اینها مشتی هستند نمونه خروار که مجامع امروز علمی را سند زده اند به نام خودشان. حالا هی بیا و این وسط از تولید علم و جنبش نرم افزاری بگو! اصلا تولید علم کیلویی چند؟!